
چکیده
این پژوهش به بررسی تحول مفهوم الیاس از یک پیامبر تاریخی در سنتهای ابراهیمی به نماد نیایش ازلی در اسطورهشناسی ایرانی میپردازد.با استفاده از روش تحقیق تطبیقی و تحلیل اسطورهشناختی، نشان میدهد که خوانش «ال-یَس» به عنوان «پرستشگر خدا» در چارچوب فرهنگ ایرانی، ابعاد جدیدی از این چهره اسرارآمیز را آشکار میسازد. مقاله در پنج بخش اصلی به تحلیل سیر تحول این مفهوم میپردازد و نقش نمادین سرو را به عنوان مظهر جاودانگی و آزادگی بررسی میکند.
مقدمه
در آغاز، نام بود. نامها تنها برچسبهایی برای شناسایی نبودند، بلکه گوهری از حقیقت وجودی را در خود حمل میکردند. در این میان، نام «الیاس» از آن دست اسامی است که از مرزهای تاریخ و جغرافیا فراتر رفته و به قلمرو اسطوره و عرفان پا گذاشته است. چه نیرویی در این نام نهفته که برای هزاران سال، ادیان و فرهنگهای مختلف را به خود مشغول داشته است؟
الیاس، پیامبر آتشینمزاج عهد عتیق که با پیامبران بعل به نبرد برخاست؛ الیاس، همان ایلیای انجیل که در کوه حوریث بر مسیح ظاهر شد؛ الیاس، همان الیاس قرآن که از بندگان شایسته خدا شمرده شد. اما آیا این تمام داستان است؟
نگارنده در این جستار با جرأت ادعا میکند که الیاس بسیار فراتر از یک پیامبر تاریخی است. او تجسم نخستین نیایش، اولین پرستشگر، و نماد فطرت خداجوی انسان است. با واکاوی ریشهشناسی این نام در بستر اسطورهشناسی ایرانی، به عمقی دست مییابیم که تاریخ نوشتهشده را درمینوردد و به زمانهای اسطورهای میرسد – روزگاری که انسان نخستین هنوز از خاک برنخاسته بود، اما نیایش او پیشاپیش وجود داشت.
این پژوهش قصد دارد با عبور از خوانشهای متعارف، الیاس را به عنوان «ال-یَس» بازخوانی کند: ترکیبی از «اِل» (خدا) و «یَس» (پرستش). بدین ترتیب، الیاس نه یک شخص، که یک مفهوم بنیادین میشود – همان گوهر ازلی نیایش که پیش از آفرینش آدم وجود داشت و تا ابد نیایش و بندگیاش ادامه خواهد داشت.
در این مسیر، به بررسی نماد سرو به عنوان مظهر جاودانگی خواهیم پرداخت، رابطه اسرارآمیز الیاس و خضر را واکاوی خواهیم کرد، و در نهایت نشان خواهیم داد که چگونه این خوانش میتواند پلی بین سنتهای سامی و ایرانی ایجاد کند.
بخش اول: الیاس در آیینه سنتهای ابراهیمی
فصل ۱: الیاس در عهد عتیق - پیامبر آتشینمزاج
کتاب اول پادشاهان، فصل ۱۷، با ظهور ناگهانی الیاس آغاز میشود: «و الیاس تشبی از ساکنان جلعاد به اخاب گفت: به حیات یهوه که پیش او ایستادهام...» این ظهور ناگهانی، خود حاکی از ماهیت فرازمینی این چهره است. الیاس نه معرفی میشود و نه پیشینهای از او ارائه میگردد؛ گویی از جهانی دیگر قدم به صحنه تاریخ میگذارد.
نبرد الیاس با پیامبران بعل در کوه کرمل، تنها یک رویارویی مذهبی نیست، بلکه نمادی است از کشمکش ابدی بین یکتاپرستی و شرک. وقتی الیاس فریاد میزند: «تا به کی بین دو فکر میلنگید؟ اگر یهوه خدا است، از او پیروی کنید و اگر بعل است، از او»، در واقع پرسشی بنیادین را مطرح میکند که فراتر از زمان و مکان است.
صعود الیاس به آسمان در ارابه آتشین، نقطه اوج اسطورهای شدن این چهره است. این عروج، او را از قید مرگ رها کرده و به موجودی فرازمینی تبدیل میکند. در سنت یهودی، این رویداد زمینهساز بازگشت الیاس در آخرالزمان شد.
فصل ۲: تحول الیاس در ادبیات بینالعهدی
در دوره بین عهد عتیق و عهد جدید، الیاس دگردیسی شگرفی را تجربه میکند. در کتاب خنوخ، او به عنوان یکی از چهار فرشته مقرب معرفی میگردد که بر بادها و رعد و برق حکمرانی دارد. این تحول، نشاندهنده گذار از خوانش تاریخی به اسطورهای است.
در سنت ربانی، الیاس به «یاوه پینها الیاهو» (الیاس نبی پاسخ خواهد داد) تبدیل میشود - حلکننده معماهای حاخامی و مباحث تلمودی. این نقش جدید، او را از قید زمان رها ساخته و به موجودی فرازمانی بدل میکند که میتواند در هر لحظه حاضر باشد.
فصل ۳: الیاس در اسلام و عرفان اسلامی
قرآن کریم در سوره صافات، آیات ۱۲۳-۱۳۲، الیاس را در زمره پیامبران صالح میآورد. اما این اشاره مختصر، در تفاسیر عرفانی و قصص الانبیا به دریایی از معانی تبدیل میشود.
در تفسیر قشیری، الیاس نماد «خلوتگزینی و عزلت» است. او که از قوم خود میگریزد، در بیابانها و کوهها به عبادت میپردازد. این گریز، نه فرار از مسئولیت، که جستوجوی ارتباط بیواسطه با حضرت حق است.
نقطه اوج تحول الیاس در عرفان اسلامی، پیوند ناگسستنی او با خضر است. این دو چهره، مانند دو همزاد اسطورهای، مفاهیم مکملی را نمایندگی میکنند.
بخش دوم: گذر از تاریخ به اسطوره - خوانش ایرانی-اسطورهای
فصل ۴: نقد ریشهشناسی سامی و طرح فرضیه نو
ریشهشناسی مرسوم «الیاس» از عبری «Eliyahu» گرفته شده که ترکیبی از «Eli» (خدای من) و «Yahu» (اشاره به یهوه) است. اما این خوانش، چند پارادوکس جدی را به همراه دارد.
خود نام «الیاس» در متون یونانی و سپس عربی، تلفظی متفاوت از «Eliyahu» دارد. در سنتهای کهنتر میانرودانی، ردپای خدایان با پیشوند «El» دیده میشود که میتواند اشاره به لایهای کهنتر داشته باشد.
حال اگر با دیدگاه وسیعتر به این نام بنگریم، ترکیب «اِل + یَس» در زبانشناسی تاریخی قابل دفاع است. ریشه «یَز» در اوستایی به معنای پرستش و نیایش، در زبانهای همخانواده به صورتهای مختلفی ظاهر شده است. تبدیل «ز» به «س» در برخی گویشهای کهن ایرانی دیده میشود.
فصل ۵: جهان معنایی ریشه «یَز» در فرهنگ اوستایی
واژه «یَزَتَ» در اوستا تنها به موجودات ایزدی اطلاق نمیشود، بلکه به مکانها، زمانها و حتی حالتهای معنوی نیز نسبت داده میشود. این گستردگی مفهومی، نشان از نگرش همهجانبه ایرانیان باستان به مفهوم تقدس دارد.
«یَسْنَه» - مهمترین بخش اوستا - تنها یک متن نیایشی نیست، بلکه بازآفرینی نمادین آفرینش جهان است. کسی که یسنا میخواند، در واقع در حال مشارکت در نوسازی جهان است. این مفهوم، با ایده الیاس به عنوان «نخستین پرستشگر» که نیایشش جهان را برپا میدارد، پیوند عمیقی دارد.
فصل ۶: الیاس به مثابه «نخستین پرستشگر» (El-Yaz)
در این خوانش، الیاس به «کسی که ذات و گوهرش، پرستش خدای یگانه است» تبدیل میشود. این تعریف، او را از سطح یک پیامبر تاریخی به سطح یک مفهوم متافیزیکی ارتقا میدهد.
این خوانش با مفهوم «انسان کامل» در عرفان اسلامی نیز همخوانی دارد. همانگونه که انسان کامل مظهر اسماء الهی است، الیاس نیز به عنوان «نخستین پرستشگر»، مظهر نام «الحی» و «القیوم» محسوب میشود.
بخش سوم: الیاس و خضر - تجلی دوگانه جاودانگی
فصل ۷: تحلیل رابطه الیاس و خضر در متون عرفانی
در سنت عرفانی اسلامی، الیاس و خضر چنان در هم تنیدهاند که گاه تشخیص مرز بین این دو ناممکن مینماید. ابن عربی در فصوص الحکم این رابطه را چنین تبیین میکند: «الیاس و خضر دو چشم یک حقیقت اند. الیاس چشم راست است که به آسمان مینگرد و خضر چشم چپ که به زمین نظر دارد.»
در تفسیر عرفانی، الیاس نماینده «عرفان نجومی» است - شناخت خدا از طریق آیات آفاقی - و خضر نماینده «عرفان انفسی» - شناخت خدا از طریق آیات انفسی. این دو با هم، شناخت کامل از حضرت حق را ممکن میسازند.
فصل ۸: اسطوره جاودانگی - زندگی در ورای زمان
جاودانگی الیاس و خضر را باید در سه سطح تحلیل کرد:
سطح اول: جاودانگی جسمانی - بر اساس روایات، آنان در جسم طبیعی خود تا قیامت زنده خواهند بود.
سطح دوم: جاودانگی نمادین - این دو، نماد استمرار هدایت الهی در طول تاریخ هستند.
سطح سوم: جاودانگی وجودشناختی - این دو در واقع «اسماء الهی» مجسم هستند. الیاس تجلی نام «الحی» و خضر تجلی نام «القیوم» است.
بخش چهارم: نمادپردازی سرو - اسطوره در دل طبیعت
فصل ۹: سرو در فرهنگ و ادبیات فارسی
سرو در ادبیات فارسی تنها یک درخت نیست؛ بلکه «انسان کامل» است که در قاموت نبات تجلی یافته است. از فردوسی تا حافظ، سرو نماد آزادگی، استواری و جاودانگی بوده است.
فردوسی در توصیف رستم میسراید:
«چو سرو سهی بود رستم به پای
که از باد خم نایدش در جهان»
این بیت نه تنها صفتی جسمانی را توصیف میکند، بلکه به استحکام معنوی قهرمان نیز اشاره دارد. سرو در اینجا نماد «پایداری در برابر طوفانهای وجود» است.
فصل ۱۰: پیوند الیاس و خضر با نماد سرو
در نگارههای کهن ایرانی، خضر همواره در کنار چشمه آب زندگانی و زیر سروی سرسبز تصویر شده است. این ترکیب سهگانه - خضر، آب زندگی، سرو - مثلثی نمادین را تشکیل میدهد که بر حیات جاودانه دلالت دارد.
سرو با چهار ویژگی اصلی خود، تجلی گاه الیاس و خضر است:
۱.همیشهسبزی ← جاودانگی
۲.استواری ← ثبات در راه حق
۳.رشد عمودی ← عروج معنوی
۴.بیثمری ظاهری ← باطنگرایی و عدم وابستگی به دنیا
بخش پنجم: گفتوگوی فرهنگها - از اسطوره تا واقعیت
فصل ۱۱: الیاس، پل ارتباطی بین سنت سامی و ایرانی
بررسی تطبیقی اسطوره الیاس در دو سنت سامی و ایرانی، نشان از تبادلات عمیق فرهنگی در اعصار کهن دارد. نکته جالب توجه، همخوانی مفهوم «فرشگرد» (نوسازی جهان) در آیین زردشت با بازگشت الیاس در سنت یهودی است.
در این تبادل فرهنگی، الیاس از قالب یک پیامبر تاریخی خارج شده و به نماد «نخستین انسان معنوی» تبدیل میشود - انسانی که پیش از تاریخ نوشته شده، وجود داشته و پس از پایان تاریخ نیز باقی خواهد ماند.
فصل ۱۲: کاربرد امروزی این اسطوره
در جهان مدرن که با بحران معنا روبروست، بازخوانی اسطوره الیاس میتواند راهگشا باشد. الیاس به عنوان «نخستین پرستشگر» نماینده فطرت خداجوی انسان است.
الیاس به انسان معاصر یادآوری میکند که:
· نیایش، عملی ابتدایی و متعلق به گذشته نیست، بلکه نیاز همیشگی روح انسان است
· جاودانگی، نه به معنای زندگی ابدی جسمانی، بلکه به معنای مشارکت در حقایقی فرازمانی است
· آزادگی، همانند سرو، به معنای رها شدن از تعلقات دنیوی و ایستادگی در برابر بادهای حوادث است
نتیجهگیری
در این سفر طولانی از متون عهد عتیق تا اسطورهشناسی ایرانی، الیاس را در چهرههای متعددی مشاهده کردیم. اما آنچه در پس مفاهیم و چهرهها نهفته است، حقیقتی واحد است: الیاس همان ندای درونی انسان است که همواره خدا را میستاید.
سرو آزاده، تصویر گویای این حقیقت است: موجودی که در خاک ریشه دارد، اما سر در ملکوت دارد. الیاس، در نهایت، نام آن حقیقت ازلی است که در اعماق وجود هر انسان نهفته است: نیاز به پرستش، اشتیاق به جاودانگی، و آرزوی رهایی از قید و بندهای مادی.
این حقیقت، همان «ال-یَس» است - پرستشگری که در درون هر یک از ما وجود دارد و همواره ندا میدهد: «خدای من، تو را میپرستم».
بخش منابع و مآخذ
منابع فارسی:
1. قرآن کریم
2. کتاب مقدس (عهد عتیق و جدید)
3. ابن عربی، محیی الدین (بیتا). فصوص الحکم، تصحیح ابوالعلاء عفیفی، تهران: انتشارات الزهرا
4. همایی، جلال الدین (۱۳۷۳). مولوی نامه، تهران: انتشارات هما
5. زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۷۸). ارزش میراث صوفیه، تهران: امیرکبیر
6. شیمل، آنماری (۱۳۷۷). ابعاد عرفانی اسلام، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر فرهنگ اسلامی
7. فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۸۶). شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
8. سعدی، مصلح بن عبدالله (۱۳۸۵). گلستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی
9. عطار، فریدالدین (۱۳۷۸). تذکرة الاولیاء، تصحیح محمد استعلامی، تهران: زوار
10. مولوی، جلال الدین (۱۳۸۴). مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، تهران: امیرکبیر
منابع عربی:
1. القشیری، ابوالقاسم (۲۰۰۷). الرسالة القشیریه، تحقیق معروف مصری، بیروت: دار الکتب العلمیه
2. الطبرسی، الفضل بن الحسن (۱۴۱۷). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت: دار المعرفه
3. الیونسی، ابراهیم (۲۰۰۳). الاسرائیلیات فی التفسیر والحدیث، قاهره: دار السلام
منابع لاتین:
1. Encyclopaedia Judaica (2007). "Elijah", Second Edition, Vol. 6, pp. 331–338
2. Ginzberg, Louis (1909). The Legends of the Jews, Philadelphia: Jewish Publication Society
3. Scholem, Gershom (1974). Kabbalah, New York: Quadrangle/The New York Times Book Co.
4. Corbin, Henry (1993). History of Islamic Philosophy, London: Kegan Paul International
5. Eliade, Mircea (1987). The Encyclopedia of Religion, New York: Macmillan
6. Burkert, Walter (1985). Greek Religion, Cambridge: Harvard University Press
7. Boyce, Mary (1975). A History of Zoroastrianism, Vol. 1, Leiden: E.J. Brill
مقالات علمی:
1. امید، بهمن (۱۳۹۰). «تحلیل اسطورهشناختی شخصیت الیاس در متون عرفانی»، فصلنامه ادبیات عرفانی، شماره ۵
2. شریفی، محمد (۱۳۹۲). «بررسی تطبیقی نماد سرو در شعر فارسی و عرفان اسلامی»، پژوهشنامه ادبیات تطبیقی، شماره ۸
3. Smith, J. Z. (1978). "The Wobbling Pivot", The Journal of Religion, Vol. 58, No. 2
4. Collins, J. J. (1998). "The Apocalyptic Imagination", The Catholic Biblical Quarterly, Vol. 60
پایگاههای اطلاعاتی:
1. Encyclopaedia Iranica, www.iranicaonline.org
2. The Jewish Encyclopedia, www.jewishencyclopedia.com
3. Encyclopaedia of Islam, Second Edition, Brill Online
یادداشتها:
· کلیه آیات قرآن از ترجمه فولادوند استفاده شده است
· متون عهد عتیق از ترجمه قدیم فارسی اقتباس گردیده
· تاریخهای هجری شمسی معادل میلادی محاسبه شدهاند
روش تحقیق:
این پژوهش با روش تحقیق تطبیقی-تحلیلی و با رویکرد اسطورهشناختی انجام شده است.